تبلیغات
امید

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه در گفت‌وگو با فارس:
شرایط برای اجرای فاز دوم هدفمندی باید مهیا باشد

خبرگزاری فارس: رئیس کمیسیون برنامه و بدجه مجلس گفت: همانطور که در سال 89 دولت شرایط را برای اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها رصد کرد، امسال هم باید آن شرایط به دست آید.

خبرگزاری فارس: شرایط برای اجرای فاز دوم هدفمندی باید مهیا باشد

حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در مورد زمان اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها گفت: طبعا امسال چون در قانون بودجه 91 گنجانده شده فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها باید اجرا شود اما همانطور که در سال 89 دولت شرایط را رصد کرد، باید امسال نیز آن شرایط به دست آید.

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه افزود: زمان اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها موقعی بود که نرخ تورم رو به نزول گذاشته بود و مناسبات داخلی و بین‌المللی از نظر سیاسی مساعد بود. امسال هم با توجه به این پارامتر‌ها دولت قانون هدفمندی یارانه‌ها را برای فاز دوم اجرا خواهد کرد.

مصباحی مقدم تاکید کرد: رها کردن اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها تاثیرات زیانباری به دنبال خواهد داشت چون اگر قرار باشد اجرای فاز دوم دنبال نشود با توجه به تورم ایجاد شده و کاهش ارزش پول ملی و افزایش دو برابری قیمت حامل‌های انرژی در سطح جهانی نسبت به پول داخلی با این شرایط به نقطه صفر اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها رسیده‌ایم بنابراین لزوما باید فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها اجرا شود.

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه افزود: در قانون بودجه زمانی تعیین نشده است اما قانون بودجه اجازه داده است که دولت می‌تواند از آغاز سال 91 فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها را اجرا کند.

وی در مورد این پرسش که آیا اجرای فاز دوم هدفمندی به معنای تغییر قیمت حامل‌های انرژی است گفت: بله اجرای مرحله دوم حتما به معنای تغییر قیمت حامل‌های انرژی است و کلید اجرای قانون در ایجاد درآمد برای دولت از محل تغییر قیمت حامل‌های انرژی است تا بتواند از محل این درآمد بازتوزیع یارانه نقدی بین خانوارها و همچنین پرداخت به بخش تولید، سلامت، بیمه بیکاری و اجتماعی انجام دهد.

مصباحی مقدم تاکید کرد: بدون داشتن منبع درآمدی برای دولت امکان اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها نخواهد بود.

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه در پاسخ به این پرسش که آیا دولت می‌تواند از منبع دیگری غیر از تغییر قیمت حامل‌های انرژی در هدفمندی استفاده کند گفت: بر اساس قانون دولت از جای دیگر هم نمی‌تواند کسب درآمد کند و قانون صراحت دارد که صرفا درآمد هدفمندی از محل تغییر قیمت حامل‌های انرژی به دست آورد.

   


مدیركل رسیدگی به شكایات آموزش و پرورش خبرداد:

رعایت نشدن شهریه مصوب، بیشترین علت شكایت از مدارس غیردولتی

» سرویس: اجتماعی - آموزش و پرورش

مدیركل ارزیابی عملكرد و رسیدگی به شكایات آموزش و پرورش گفت: بیشترین فراوانی شكایات اولیا و خانواده‌ها در زمان ثبت‌نام مدارس مربوط به مدارس غیردولتی و عدم رعایت شهریه مصوب شورای نظارت سازمان مداس غیردولتی است.

قاسم مستقیم در گفت‌وگو با خبرنگار «آموزش و پرورش» ایسنا، درباره علل اصلی شكایات خانواده‌ها در فصل ثبت‌نام مدارس افزود: بر اساس بخشنامه ابلاغی به مدارس كشور، در زمان ثبت نام، هرگونه اخذ وجه برای كلاس‌های فوق‌برنامه ممنوع است، چرا كه این كلاسها پس از آغاز سال تحصیلی و در صورت نیاز و درخواست برخی دانش آموزان دایر می‌شود، اما برخی مدارس از قوانین تخطی كرده و اقدام به اخذ وجه می‌كنند.

وی با بیان اینكه اخذ وجه برای كلاس‌های فوق برنامه گروكشی از سایر دانش آموزان است، افزود: همه دانش‌آموزان به فوق برنامه نیاز ندارند و حضور در این كلاس‌ها كاملا اختیاری است.

مستقیم تصریح كرد: برخی از مدیران مدارس برای كاهش مبلغ شهریه و توزیع آن در بین دانش‌آموزان همه دانش‌آموزان یك كلاس را به اجبار برای شركت در كلاس‌های فوق برنامه ثبت‌نام می‌كنند كه این امر خلاف مقررات و آیین‌نامه‌های ثبت‌نامی است.

مدیركل ارزیابی عملكرد و رسیدگی به شكایات آموزش و پرورش با اشاره به اینكه بیشترین گله‌مندی و نارضایتی و شكایات خانواده‌ها در زمان ثبت نام اخذ وجه اجباری برای كلاسهای فوق برنامه است، عنوان كرد: در دوره ابتدایی هزینه «كتاب» و «بیمه» و در مقطع راهنمایی و متوسطه نیز تنها وجه «بیمه» قابل دریافت از دانش آموزان است.

به گفته وی، مدارس هیات امنایی حق اخذ وجه را ندارند و مدارس خاص از جمله نمونه دولتی، شاهد و غیره نیز باید بر اساس بخشنامه‌های ابلاغی عمل كنند.

مستقیم تاكید كرد: مدارس حق گروگان گرفتن دانش آموزان را ندارند و بر اساس مصوبه شورای نظارت مدارس غیر دولتی امسال 10 تا 15 درصد افزاش شهریه‌ها ابلاغ شده است كه تخطی از این بخشنامه تخلف محسوب می‌شود.

   


مراسم نكوداشت حمید سبزواری به تعویق افتاد

» سرویس: فرهنگی و هنری - ادبیات و نشر

مراسم نكوداشت حمید سبزواری به تعویق افتاد.

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گفته‌ی شیرازی، از عوامل برگزاری مراسم نكوداشت حمید سبزواری، مراسم بزرگداشت این شاعر انقلاب كه قرار بود روز دوشنبه، 26 تیرماه، در سبزوار برگزار شود، به تعویق افتاده است.

او علت به تعویق افتادن این مراسم را دیدار حمید سبزواری و عوامل اجرایی مراسم نكوداشت او با مقام معظم رهبری عنوان كرد و گفت: قرار شد تصمیم‌گیری درباره برپایی مراسم بزرگداشت فردا در جلسه دیدار با مقام معظم رهبری نهایی شود

   


این متن را جدی بگیرید

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم

   


ازدواج موفق

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

1) سعی كنید بیشتر از آن كه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید. اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی  در همسرتان باشد، مطمئن باشید فرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید كرد. در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می كنند خوبی های دیگران را جبران كنند.
 
(2 از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها، عصبانیت ها و سرخوردگی ها جلوگیری كند. انتظار نداشته باشید همسرتان كامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچگاه او را با دیگران مقایسه نكنید.
 
3) سعی كنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید.
 
4) به راه هایی فكر كنید كه می توانید همسرتان را نسبت به انجام كارهایی كه دوست دارید ترغیب كنیداگر این روش مؤثر نبود روش های دیگر را امتحان كنید و به یاد داشته باشید كه تحسین و تعریف به موقع می تواند یك انگیزه قوی باشد.
 
5) اهداف خود را طبقه بندی كنید و افكار خود را بر مهمترین هدفتان یعنی داشتن یك محیط خانوادگی آرام و شاد متمركز كنید.
 
(6 هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید؛ به جای این كار با او به توافق برسید.
 
7) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنید. در عوض سعی كنید روشی در پیش بگیرید كه از تكرار این اشتباهات جلوگیری كند. وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می كنید، احساسات او را جریحه دار می كنید و باعث آزار او می شوید.
 
8) اگر خدای ناکرده همسرتان به شما توهین کرد، سكوت كنید و با او مقابله به مثل نكنیدبا این كار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می كنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنید (البته این بدان معنا نیست که تصور کنید الزاماً باید با یک همسر بدزبان و بدخو کنار بیایید و همیشه تمام کج رفتاری های او را تحمل کنید؛ این مشکل دیگری است و راه حل های دیگری دارد
 
9) در زمان حال زندگی كنید. اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش كنید و سعی كنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید.
 
10) همواره از همسرتان بپرسید: برای این كه زندگی ما شاد و دلپذیر باشد، من چه كاری می توانم انجام بدهم؟

   


کجایی کودکی- - - - چند لحظه با اندیشه

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |


   


مادر

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

آیا می دانید؟

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.

اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه

این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!

مادرتون رو دوست داشته باشید...















زیباترین فرد روی زمین..

بهترین منتقد ما...

و قویترین حامی ما...

"مادر"

   


شما نجار زندگی خود هستید !

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |



نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آری ، درست است .
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود

   


کاش همه دوستی ها صادقانه و کودکانه باشد

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |









   


افسانه عشق و جنون

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.
روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
 
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند
 
دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.
 
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...
همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛
 
خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛
 
اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛
 
هوس به مرکز زمین رفت؛
 
دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛
 
طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.
 
و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...
 
همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
 
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.
 
دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.
 
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.
 
دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.
 
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
 
حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.
 
دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .
 
عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.
 
دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»
 
عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»
 
و اینگونه شد که از آن روز به بعد

   


مدرسه عشق

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |


شاعر:
مجتبی کاشانی (سالک)
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(18).jpg

در مجالی که برایم باقیست 
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده 
مهر تدریس کنند 
و بگویند خدا 
خالق زیبایی 
و سراینده ی عشق 
آفریننده ماست
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(2).jpg

مهربانیست که ما را به نکویی 
دانایی 
زیبایی 
و به خود می خواند 
جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد – به گمانم -
کوچک و بعید 
در پی سودایی ست 
که ببخشد ما را 
و بفهماندمان
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little-miracles_6.jpg
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم 
که خرد را با عشق 
علم را با احساس 
و ریاضی را با شعر 
دین را با عرفان 
همه را با تشویق تدریس کنند 
لای انگشت کسی 
قلمی نگذارند 
و نخوانند کسی را حیوان 
و نگویند کسی را کودن 
و معلم هر روز 
روح را حاضر و غایب بکند
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(8).jpg
و به جز از ایمانش 
هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند 
مغز ها پر نشود چون انبار 
قلب خالی نشود از احساس 
درس هایی بدهند 
که به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند 
از کتاب تاریخ 
جنگ را بردارند 
در کلاس انشا 
هر کسی حرف دلش را بزند
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(11).jpg
غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند 
تا ، کسی بعد از این 
باز همواره نگوید: "هرگز"
و به آسانی هم رنگ جماعت نشود 
زنگ نقاشی تکرار شود 
رنگ را در پاییز تعلیم دهند 
قطره را در باران
موج را در ساحل 
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه 
و عبادت را در خدمت خلق
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(15).jpg
کار را در کندو 
و طبیعت را در جنگل و دشت 
مشق شب این باشد 
که شبی چندین بار 
همه تکرار کنیم :
عدل
آزادی
قانون
شادی

امتحانی بشود 
که بسنجد ما را 
تا بفهمند چقدر 
عاشق و آگه و آدم شده ایم
http://amolife.com/image/images/stories/People/Kids/little_miracles%20(9).jpg
در مجالی که برایم باقیست 
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت 
به زبانی ساده 
شعر تدریس کنند 
و بگویند که تا فردا صبح 
خالق عشق نگهدار شما

   


اس ام اس های عاشقانه

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

 

آدمی می تواند خود را بکشد ، اما نمی تواند تصمیم بگیرد که نفهمد ..!

*-*-*-*-*

 

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه!
هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه،
و اگه رفتی جای پاهات برای همیشه می مونه..

 

*-*-*-*-*

عشق به ساعت شنی می ماند!
از یک طرف هر لحظه قلب را پرتر می کند..
و از آن طرف مغز را خالی و خالی تر!

*-*-*-*-*

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی!
اما حال که به آن دعوت شده ای،
تا می توانی زیبا برقص!

 

*-*-*-*-*

میگن اگه دلت واسه کسی تنگ شد و نمی تونستی ببینیش بخواب حتما خوابشو می بینی!
میخوام بخوابم. برا همیشه!
چون یه لحظه هم نمی تونم بی نگاهت زنده باشم..

 

*-*-*-*-*
پرانتز را باز می کنم و می نویسم: (پرنده..
پرانتز را نمی بندم!
بگذار پرنده آزاد باشد..

 

*-*-*-*-*
هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی،
آتیشو بوس کنی،
یا توی آب یه نفس عمیق بکشی اون وقت منم می تونم تو رو فراموش کنم..!

 

*-*-*-*-*
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم كن.. خداوند خورشید را در جایی نهاده كه گرم كند ولی نسوزاند!

 

*-*-*-*-*
از من که گذشت ..
اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی، از همان ابتدا سلامی نکن..
لطفا!

 

*-*-*-*-*
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک تر خواهی شد..

 

*-*-*-*-*

نازكتر از بلورم و نرم تر از حریر..

اگر هم قصد شكستن داری، سنگ بی انصافیست!

 

*-*-*-*-*

دوستی یك حادثه است و جدایی یك قانون..
پس بیا حادثه آفرین و قانون شكن باشیم!

 

*-*-*-*-*

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را..

 

*-*-*-*-*
زندگی به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست،
بوسیدن قول ماندن نیست،
و عشق ، هرگز ضمانت تنها نشدن نیست..

 

*-*-*-*-*

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی..
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی..
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی..
اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی..!

 

*-*-*-*-*

ابر بارنده به دریا می گفت:
من نبارم توکجا دریایی؟!
در دلش خنده کنان دریا گفت:
ابر بارنده تو خود از مایی..!

 

*-*-*-*-*

برای تولدت هدیه آورده ام،
قلبم را!
خیلی مراقبش باش..
نه باین خاطر كه مال من است، نه!

به این خاطر كه تو در آن جای داری..!

 

*-*-*-*-*

دستم بوی گل می داد،
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند،
اما هیچ کس فکر نکرد که آخر شاید من یک گل کاشته باشم..!

 

*-*-*-*-*

مثل شقایق زندگی کن، کوتاه اما زیبا،
مثل پرستو کوچ کن، فصلی اما هدفمند،
مثل پروانه بمیر، دردناک اما عاشق..

 

*-*-*-*-*

همیشه تصور كن توی یه دنیای شیشه ای زندگی میكنی، پس مراقب باش به طرف كسی سنگ نندازی!

چون با این کار، اول دنیای خودت میشکنه..

 

*-*-*-*-*

دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست،

گاه سکوت است و گاه نگــــــاه،

غـــــریبه !

این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم..

*-*-*-*-*

عشق با جدایی نمی میرد. با بسیار با هم بودن شاید، ولی با جدایی هرگز

   


هر دو پل هستند ولی این کجا و آن کجا

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

پل اول
قسمتی از جادۀ اصلی شماره 93 امریکا ، پیوند ایالات نوادا و آریزونا








پل دوم
ابتدا و انتهای پل جانبازان رشت ،که تاکنون حدود 3 میلیارد تومان برای آن هزینه شده، 
به دلیل اشتباه مهندسی، 50 سانتی‌متر اختلاف سطح !!! دارد و به هم نمی‌رسد

   


 

معمولا پسر مجردی که خواهان ازدواج با زن مطلقه است، مهمترین دلیل او این است که ازدواج با این شخص، بسیار ساده و راحت است.

بسیار دیده شده است که پسران مجرد با زنی که سابقه ازدواج دارد قصد ازدواج می‌کنند که معمولا اولین مساله‌ای که به ذهن یک پسر مجرد برای ازدواج می‌افتد، شرایط و رسومات ازدواج است. «عباس رحمتی»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید:

معمولا پسر مجردی که خواهان ازدواج با زن مطلقه است، مهمترین دلیل او این است که ازدواج با این شخص، بسیار ساده و راحت است و با خود چنین تعبیری می‌کند که امتیازهای زن مطلقه نسبت به دختر مجرد، به مراتب پایین‌تر است؛ در نتیجه شرایط ازدواج با او آسانتر و سهل‌تر از دختر مجرد است.

انگیزه این افراد برای ازدواج با زن مطلقه صرفا شرایط اقتصادی، زیبایی و فرهنگی زن مطلقه نیست؛ بلکه برخی مواقع فقط انگیزه راحت ازدواج کردن و حتی راحت جدا شدن را دارند. پسر مجرد بیشتر به این فکر می‌کند اگر این زن یکبار از همسر قبلی خود جدا شده؛ در نتیجه از من هم به راحتی جدا می‌شود و با او مشکلی نخواهم داشت.

بعضی از اختلافات بین زوجینی که بار اول با هم ازدواج می‌کنن شاید قابل حل باشد و زن و مرد به دلیل اینکه از ثبات و پایداری برخوردار هستند، سعی می‌کنند آن را رفع کنند. اما زمانیکه مردی با زن مطلقه ازدواج می‌کند؛ با خود چنین ذهنیت نادرستی دارد که اطرافیان و یا حتی خانواده زن مطلقه هیچ تسلط و یا حمایتی ندارند، پس به این اختلافات دامن می‌زند و زن هم در بیشتر مواقع چاره‌ای جز سکوت ندارد و زیر سلطه مرد باقی بماند، اما بعد از مدتی زن مطلقه احساس ناامنی و نارضایتی کرده و باعث جدایی آنها می‌شود.

یکی از آفت‌هایی که در این موارد وجود دارد، این است که زن مطلقه مورد سرزنش و سرکوب از طرف مرد قرار می‌گیرد. مرد با کوچک‌ترین نقطه ضعف از زن مطلقه او را سرزنش کرده و می‌گوید: «شاید با همسر قبلی خود هم این طور رفتار کردی که تو را طلاق داده است» وبا این روش از این نقطه ضعف زن مطلقه به نفع خود، استفاده کرده و مدام سرکوفت بزند.

همچنین آمار نشان می‌دهد مهمترین عاملی که در بیشتر اختلافات بین زن و شوهر دیده می شود،«دخالت‌های اطرافیان و خانواده» است.

باورهای غلط اطرافیان باعث شده، زنی که یک بار در گذشته ازدواج ناموفق داشته است، ارزش او را کم جلوه می‌دهند. بنابراین ارزش کادوگرفتن، بهاء دادن، مایه گذاشتن را نداشته و لزومی برای سنگ تمام گذاشتن در مراحل زندگی او نمی‌بینند.

همچنین در برخی از موارد، مردها از ازدواج با این زنان مطلقه سوء استفاده می‌کنند؛ مثلا اگر زن شاغل است، از پول و موقعیت اجتماعی او استفاده و باج گیری می‌کنند.

در زندگی مشترک این افراد بارها اتفاق می‌افتد که رفتارها و خاطرات در زندگی مجدد، زن را به یاد همسر گذشته خود می‌اندازد. در این مواقع زن با خود فکر می‌کند که مانند همسر گذشته‌اش، رفتار مرد، قابل تغییر نبوده و مقاومت نشان می‌دهد؛ زیرا ذهن او آلوده شده و باعث می‌شود که همسر او مانند همسرگذشته اش رفتار کرده و عکس العمل نشان دهد. در نتیجه زندگی آنها موجب اختلال شده و منجر به جدایی می‌شود.

مواردی دیده شده که مرد مجرد به دلیل ترحم و دلسوزی با زن مطلقه ازدواج می‌کند و زمانیکه زن متوجه می‌شود مرد به علت ترحم و دلسوزی با او ازدواج کرده، روحیه‌اش خدشه‌دار و احساس خواری می‌کند.

بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن مطلقه با مرد مجرد مذاکره کرده و درباره او تحقیق کند و اگر انگیزه‌ای پنهان در مرد مجرد برای ازدواج با او وجود دارد تشخیص بدهد و با استفاده از مشاوره‌های روانشناسی تصمیم نهایی خود را بگیرد.

بطور کلی با تدبیر و اندیشه و مشاوره می‌توان این نوع ازدواج‌ها را به موفقیت و سربلندی سوق داد.

   


شادی را هدیه کن

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 نویسنده: ناهید |

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
 
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
 
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
- اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
 
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند.
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا !
 
و حق هم داشت. آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود.
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
- برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود !
 
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
- من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم.
 
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.
 
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :